شگفتی های آفرینش
بسم الله الرّحمن الرّحیم
قسمت اول: شگفتی های آفرینشِ انسان در کلام امام صادق(ع)
-
فوايد گريه كودكان
امام صادق علیه السلام فرمود: اى مفضّل! از منافع گريه كودكان نيز آگاه باش، بدان كه در مغز كودكان رطوبتى است كه اگر در آن بماند بيماريها و نارساييهاى سخت و ناگوار به او رساند؛ مانند نابينايى و جز آن. گريه آن رطوبت را از سر كودكان سرازير و بيرون مىكند و بدين وسيله سلامتى تن و درستى ديده ايشان را فراهم مىآورد. پدر و مادر از اين راز آگاه نيستند و مانع آن مىشوند كه كودك از گريهاش سود ببرد.
اينان همواره در سختى مىافتند و مىكوشند كه او را ساكت كنند و با فراهم كردن خواستههايش از گريه بازش دارند، ولى نمىدانند كه گريه كردن به سود اوست و سرانجام نيكى پيدا مىكند.
بدين ترتيب چه بسا كه در اشيا، منافعى نهفته باشد كه معتقدان به اهمال و بىتدبيرى در كار عالم از آن غافلاند و اگر مىدانستند، هيچ گاه نمىگفتند كه فلان چيز بىثمر است؛ زيرا آنان از اسباب و علل آگاه نيستند. براستى هر چه را كه منكران نمىدانند عارفان مىبينند. چه بسيار است چيزهايى كه دانش اندك آفريدگان از آن كوتاه و خالق آفرينش با دانش بىپايانش از آن آگاه است. قداستش عظيم و كلمهاش والاست.
-
فواید آب دهان کودکان
امام صادق علیه السلام فرمود: و اما آبى كه از دهان كودكان سرازير مىشود و خارج مىگردد، رطوبتى است كه اگر در بدنهايشان بماند، آثار وخيمى برجاى مىگذارد. چنان كه دانى گاه كه رطوبت بدن چيره مىشود [و بر ديگر عناصر، غلبه مىكند] شخص، دچار كودنى، ديوانگى، كم عقلى، فلج و لقوه و جز آن مىگردد.
خداوند جلّ و علا تدبير چنان نمود كه اين رطوبت در دوران كودكى از دهانشان بيرون رود و در بزرگى از سلامت تن برخوردار گردند. بدين ترتيب، پروردگار به خاطر نادانى آفريدگان بر آنان منت نهاد و تفضل نمود. اگر اينان از دادهها و نعمتهاى بىشمار او آگاه بودند، هيچ گاه در معصيتى و لغزش از فرمانش فرو نمىافتادند. پاك و منزه خدايى كه چه بزرگ است نعمتهاى او بر مستحقان و ديگر آفريدگان! و چه والاتر است از آنچه باطلگرايان مىپندارند.
-
فوايد آب دهان در انسان
امام صادق علیه السلام فرمود: در باره آب دهان و مصالح آن بينديش. خداى جلّ و علا چنان تدبير نمود كه اين آب همواره به سوى دهان سرازير باشد تا كام و گلو را تر نگاه دارد و خشك نشوند. اگر اين جايها نامرطوب بمانند هر آينه آدمى هلاك مىشود؛ زيرا آبى در دهان نمىماند كه انسان با آن آب، غذاى خشك را نرم گرداند و فرو برد [بسيار ديده شده كه غذايى، خشك آدمى را هلاك كرده است] بدان كه اين رطوبت در حكم مركب راهوار غذاست [و آن را به معده مىرساند] نيز اين ترى به صفرا [و يا سوداء] مىرسد و اين كاملا به سود انسان است و اگر صفرا خشك شود آدمى در هلاكت مىافتد.
-
نعمت حافظه و فراموشى
امام صادق علیه السلام فرمود: بنگر كه چگونه تنها يكى از اين ويژگيهاى فراوان باطنى اين گونه مهم است [كه اگر وجود نداشته باشد اين همه نارسايى در كار انسان پديد مىآيد؟ با اينكه نعمت حافظه تنها يكى از آن همه نعمت است].
بدان كه نعمت فراموشى بسيار بزرگتر از نعمت حافظه و يادآورى است.
اگر [نعمت] فراموشى نبود، هيچ كس مصيبت و سختى خود را فراموش نمىكرد.
حسرتش پايان نمىيافت. كينهاش تمام نمىگشت. با ياد داشتن [و عدم فراموشى] آفات دنيا هيچ گاه از آن بهره نمىجست. اميدى به فراموشى و غفلت سلطان [و حاكمى كه دشمن اوست] و رهايى از حسد رشكبران نداشت.
آيا نمىبينى كه چگونه دو نيروى حافظه و فراموشى كه ضدّ يك ديگرند، هر كدام براى مصلحتى خاص در نهاد آدمى نهفته شده است؟
حال كه چنين است و اين دو نعمت [خداى جلّ و علا] كه ضدّ يك ديگرند به سود انسان كار مىكنند و هر كدام براى آدمى ضرورى است، چرا، بايد برخى [از مردم نادان و مشرك] در اين اشياء متضاد به دو خالق و آفرينشگر متضاد معتقد شوند؟
-
ناهمگونى شكلهاى مردم و همگونى حیوانات و پرندگان
امام صادق علیه السلام فرمود: نيك بنگر و درس عبرت بگير كه چرا مردم شبيه يك ديگر نيستند ولى حيوانات و پرندگان و ديگر جانداران چون يك ديگرند. اگر به يك گلّه آهوان بنگرى چنان با يك ديگر همانندند كه نمىتوان يكى را از ديگرى باز شناخت. اما مردم را ناهمگون مىبينى چنان كه بسختى مىتوان دو كس را كه در يك ويژگى همانندند يافت؛ زيرا مردم به خاطر معاملاتى كه در ميانشان جريان دارد بايد يك ديگر را با ويژگيهايى بشناسند. ولى حيوانات در ميانشان معاملاتى چنين وجود ندارد تا نياز به اين گونه شناختنى باشد. همانندى پرندگان و هم حيوانات به زيانشان نيست ولى در انسان چنين نمىباشد، اگر دو انسان دو قلو به يك ديگر شديدا شبيه باشند مردم در معامله با آنان در رنج و دشوارى مىافتند تا جايى كه به جاى يكى به ديگرى داده مىشود و يا به جاى يكى ديگرى مجازات مىگردد.
اين مشكل گاه در همانندى اشيا اتفاق مىافتد چه رسد به همانندى خود انسانها.
چه كسى با اين امور دقيق و ظريف كه به ذهن احدى خطور نمىكند بر بندگانش لطف و عنايت مىكند جز آنكه رحمتش همه چيز را در بر گرفته است؟
اگر كسى بگويد اين صورت انسان كه بر روى ديوار است خود به خود به وجود آمده و كسى آن را نساخته سخنش را باور مىكنى؟ هرگز! بلكه او را به استهزا مىگيرى. چگونه است كه اين امر را در باره يك صورت جامد و بيجان [بر ديوار] انكار مىكنى و در باره خود انسان زنده با شعور و سخنگو مىپذيرى؟ برگرفته از كتاب شريف «توحيد مفضّل»/ ترجمه جناب آقای نجفعلى ميرزايى